
پژوهش تربیتی؛ حلقۀ گمشده تربیت
شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۱۲ ق.ظ

مجتبی همتی فر
هر مؤسسه و سازمانی که موضوع کاریش با انسان سر و کار دارد، بنا به تغییر پذیری انسان در طول زمان و تغییر شرایط محیط زندگی او، نیاز مضاعفی به پژوهش و جستجوی راهحلهایی برای مواجهه با موقعیتهای جدید خواهد داشت.
از سویی امر پژوهش از جمله مقولاتی است که در مقام سخن، بسیاری از مدیران و مسئولان از آن به عنوان امری ضروری نام میبرند و کار کارشناسی را لازم و پشتوانۀ عمل میدانند. اما همچون بسیاری امور دیگر، این ضرورت و اهمیت تنها در حد حرف باقی مانده و در عمل آنچنان که بایسته و شایسته آن است، ضریب نمیگیرد.
در حوزه تربیت و به تعبیری «تعلیم و تربیت» این بیتوجهی دو چندان میگردد، زیرا علوم انسانی و از جمله علوم تربیتی جزء شاخههایی از دانش بشریاند که مردم –از هر صنف و دسته- خود را شایستۀ اظهار نظر و دخالت در آن میدانند و از این رو کار پژوهشی در این زمینهها، اغلب هزینهبر، لوکس و صرفاً برای تزئین بیلان کاری مدیران محترم صورت میگیرد.
این امر آنگاه نمود مییابد که برخی از مدیران تربیتی در مواجهه با پیشنهادات پژوهشی ارائه شده از سوی پژوهشگران در بررسی مسائل مبتلابه نظام تعلیم و تربیت کشور و یافتن راهحل مناسب-اعم از نظری و کاربردی- به گونهای کاسبکارانه سعی میکنند تا تاجرگونه از هزینۀ طرح مذکور بکاهند و به نام هزینههای اضافی و غیر ضروری، به قول خودشان بار مالی طرحهای پژوهشی را کم کنند[۱]. باید توجه داشت که بخشی از این نوع نگاه در بین مدیران، به نداشتن دید صحیح و شایسته به عرصۀ پژوهش و جایگاه آن برمیگردد که این امر هم در پیشنهادات پژوهشی نهادهای تربیتی نمود یافته و هم در نحوۀ برخورد و تعامل با پژوهشگران. به طوری که گاه یک نهاد تربیتی در اهداف پژوهشی خود اصطلاحاتی را بکار می برد که به لحاظ مفهومی بار معنایی خاصی در بردارند و همین امر بنا به نیاز به کار نظری زمانبر است ولی سفارش دهندۀ پژوهش به این امر توجه ندارد.
چنین برخورد تنگ نظرانهای با امر پژوهش در حالیست که همین مدیران در برگزاری همایشهای آنچنانی که هدف غایی و نتیجۀ نهاییشان معمولاً مبهم است، هزینههای کلان را –که گاه معادل هزینۀ دهها و یا صدها پژوهش است- مایۀ کسب آبروی سازمان متبوع خود میدانند و از آن ابایی ندارند.
لذا میتوان گفت پژوهش تربیتی به تناسب فضای عمومی کشور، نیاز به پشتیبانی مالی و معنوی دولتی دارد که احتمالاً بخشی از آن به دیر بازده بودن، کم بودن نمود عینی آن و نبودن پژوهش در جایگاه واقعی خود مربوط است و همین عوامل اقبال بخش خصوصی را به پژوهشهای تربیتی کم کرده است.
***
طرف دیگر پژوهش تربیتی، موضوعات پژوهشی و پژوهشگران هستند. در کشور ما اکثر پژوهشگران را دانشجویان تحصیلات تکمیلی و اساتید تشکیل میدهند و حضور گروههای پژوهشی مستقل خصوصی کم رنگ است که این خود یکی از نتایج قرار نداشتن پژوهش در جایگاه واقعی خود است.
دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری جدیترین پژوهش دوران تحصیل خود را معمولاً در پایان نامهها و رسالهها انجام میدهند و از اینرو انتخاب موضوع بسیار با اهمیت است و پژوهشگران زمان زیادی را صرف آن میکنند. اما این برهه از پژوهش معمولاً به اندازۀ اهمیتش مورد توجه قرار نمیگیرد. بخشی از این امر به بحث پیشین برمیگردد؛ نهادهای تربیتی میتوانند جهتدهندۀ موضوعات پژوهشی دانشجویان باشند که اغلب چنین نیست و دانشجویان به اقتضای محدودیت زمانی، موضوعاتی را انتخاب میکنند که در بیشتر موارد در تناسبشان با مسایل تربیتی کشور و نتیجهای که برای نظام تربیت کشور میتوانند داشته باشند جای تردید و تأمل وجود دارد[۲]. اینجاست که دقیق و مشخص بودن اولویتهای پژوهشی سازمانها و نهادهای تربیتی و وجود گروههای مشاوره و هدایت پایان نامه ها به سمت مسائل گوناگون حوزۀ تربیت کشور میتواند بخشی از این خلأ را پر نماید. امید است که توجه بیشتر به گروههای پژوهش خصوصی و یا نیمه دولتی و هدایت پژوهشهای تربیتی به سوی مسائل تربیتی کشور بتواند بهبود وضعیت نظام تعلیم و تربیت را در پی داشته باشد، انشاءالله.
***
[۱]- و البته باید اضافه کرد موضوعات فرعی و نه چندان مفیدی که به خاطر وجهۀ پژوهشگر مورد تصویب قرار میگیرد و نباید از حق گذشت که هستند موضوعات مناسبی که مورد اقبال دو طرف-نهاد تربیتی و پژوهشگر قرار گرفتهاند.
[۲]-باید توجه داشت که برخی پژوهشها نتایجشان به طور مستقیم در حوزۀ عمل مورد استفاده قرار میگیرند (پژوهشهای کاربردی) و برخی دیگر مقدمه و بنیاد پژوهشهای بعدی هستند(پژوهشهای نظری و بنیادی) که هر دو لازمند.